نامی نامی ، تا این لحظه 6 سال و 10 ماه و 6 روز سن دارد

شاهزاده ی من * نامی *

تولد یک سالگی ناااااااااااااااامی خوشگلم

سلام پسر نازم تولدت مبارک عشق کوچولوی مهربون خوش اخلاق شیرینم یک سال خیلی خیلی خیلی شیرین با وجودت برام ساختی مامانی! عاشق لحظه لحظه با تو بودنم پسرکم! تولدت رو 2 روز زودتر برات گرفتیم 20 بهمن. از یک ماه زود تر دنبال تدارک  جشن تولد گل گلی بودم .همش از چند روز قبلش با بابا رضا میگفتیم پارسال این موقع چی کار میکردیم و کلی یاد سال پیش رو کردیم. طبق معمول زحمت هت گردن مامانی و بابایی بود و مامانی دو روز مرخصی گرفت و اومد اینجا تا من برم بیرون و خرید کنم. بادکنک ها رو هم با دایی سینا رفتیم گرفتیم. از جهار شنبه شروع کردیم با بابا رضا به تزیین خونه تا 3 صبح داشتیم بادکنک باد میکردیم . خلاصه جمعه رسید و اولین مهمونامون که بابایی و مامانی...
29 بهمن 1391

نامی جونم 11 ماهه میشود

سلام قشنگم یازده ماهگیت مبارک پسرم این روزا سوار تاب که میشی یا بغلت که میکنم خودت رو خیلی بامزه تکون میدی و میگی پیتیکو پیتیکو!!!!!! ابهمن تولدم بود. روز قبلش رفتیم خونه خاله آزی با مامانی و خاله نسرین و خاله ندا . کللللللللی سوپرایزم کردند و برام تولد گرفتند و یه عشاب سفید با گل های صورتی خیلی خوشگل و یه گوشواره و عطرD&Gزحمت کشیده بودند و کادو  تولدم بود. بابا رضا هم عصر که اومد خونه دیدم یه چیزی دستش و سریع برد و قایمش کرد منم به روم نیاوردم . شب هم مامانی و بابایی اومدند خونه مون بعدشم دایی و عمه هما و خاله مهسا و دایی سینا با یه دیگ بزرگ آسش رشته اومدند .بعدم تولد بازی و نامی عاشق شمع و فشفشه کلیییییی ذوق کرد قربونش...
8 بهمن 1391
1