نامی نامی ، تا این لحظه: 10 سال و 6 ماه و 4 روز سن داره

شاهزاده ی من * نامی *

5 ماهگی و اولین غذای نامی طلایی

سلام پسر قشنگم عزیزکم 5 ماهگیت مبارک.خیلی شیرین و بامزه شدی پسرکم! برای چکاپ ه ماهگیت رفتیم پیش خانم دکتر منیری و وزنت 7350 شده بود .هوراااااااااااااااااااا .خانم دکتر گفت برات غذا شروع کنم اول لعاب برنج بعد فرنی و سرلاک برنج .واااااااااااای کلی خوشحال شدم .همش منتظر بودم که زودتر غذا بهت بدم! و نگران که بد غذا نباشی.اولین روز 5 ماهگیت برات لعاب برنج درست کردم و وقتی اولین قاشق رو خوردی قیافت خیلی بامزه شد و کلی تعجب تو صورتت موج میزد و برای قاشق بعدی صبر نمیکردی!!!!!!! فردا هم بابا رضا بهت غذا داد و کلی کیف میکنیم با پسر مموشم!!!! مامانی و بابایی هم کلی ذوق میکنند از غذا خوردن نامی طلایی.بابایی هم یه دیگ کوچولوی مسی برات خریده که توش ...
28 تير 1391

نامی عزیزم

سلام پسر خوشگلم عزیزکم دیروز برای اولین بار شست پاتو خوردی !!!!!!!!!پای کوچولوتو میاوردی بالا و با کمک دستت میخودی!خیلی بامزه میشی ملوسکمممممم!!! این روزا هم وقتی میزارمت روی زمین هی دور خودت میچرخی!ولی هنوز علاقه ای به غلت زدن نداری!کلا دوست نداری رو به سینه بخوابی و زودی برمیگردی رو کمر!زیاد دست و پا میزنی گل گلی! کتاب هایی روهم که مامانی برات خریده برات  مخصوص نوزادهای 3 تا 6 ماه رو هم هرروز با هم تمرین میکنیم. تا من رو میبینی خودتو لوس میکنی  و میخندی و دست و پا میزنی که بیام پیشت و بوس و بغلت کنم.شیطون من. بابا رضا که میاد خونه دیگه نگو یه ذوقی میکنه و بلند بلند میخندی!!!!بابا رضا هم زودی بغلت میکنه و کلی بوسسسس! ه...
21 تير 1391

نامی و اولین کافی شاب

سلام عشقکم دیشب پسرم برای اولین بار رفت کافی شاب!!!! با خاله غزال و خاله ساره(دوستهای من).خیلی خوش گذشت و کلی خندیدیم  پسر گلم هم مثل همیشه عالی بود. میز بغل دستمون هم دو تا مرغ عشق عاشق بودند که نامی جونم هرازگاهی یه جیغ خوشگل تقدیمشون میکرد! بعدشم برای پسرکم یه شلوارک جین خوشگل خریدم و شام هم از پیتزا شن گرفتیم و اومدیم خونه .بابا رضا هم دلش کلی برای پسری تنگ شده بود!!!! خیلی خیلی خیلی دوست دارم فسقلی من!!!! ...
12 تير 1391

نامی و باغ

سلام کوچولو عزیزدلم دیروز ظهر جمعه بود و رفتیم خونه مامانی مثل همیشه.مامانی و بابایی هم کلی با نامی عشقولک بازی کردند و عصر رفتیم باغ. پسرکم بدجوری دوست دارم.همه زندگی منی!!!!!!!!!! ...
12 تير 1391

آقا نامی و پاسپورت

سلام پسر گلم هفته پیش بابا رضا مدارک لازم برای پاسپورتت رو گرفت و چند روز بعدش رفتیم آتلیه و عکس ٦ در ٤ گرفتیم.تو آتلیه هم نامی جونم همش شیطونی میکرد و تکون میخورد و خلاصه بعد از ٤٠ تا عکس یکیش خوب شد. شنبه هم صبح با رضا رفتیم مدارک ها رو تحویل دادیم و نامی هم خودش حتما باید میومد تا عکسشو با خودش چک کنند!!!!!!!! دیروز صبح هم پاسپورت اقا پسر گلمون رو پست آورد در خونه! قربونت برممممممممممممممممممممممم مامان! ...
6 تير 1391
1