نامی نامی ، تا این لحظه: 10 سال و 6 ماه و 4 روز سن داره

شاهزاده ی من * نامی *

من و رضاجون و نی نی گلی

سلام کوچولو.میدونی امروز سالگرد عقد من و بابا رضاست.یادش به خیر! 4سال پیش 28.6.1386. امروز صبح رفتم و یک کیک خیلی خوشگل ویک شاخه گل رز به همین مناسبت خریدم تاعصر که بابا رضا اومد خونه حسابی سورپرایز بشه!ولی امسال یه فرق خیلی خیلی خیلی بزرگ داره و اون اینه که ما سه نفریممممممممممممممممممممم و عزیزکم هم برای اولین بار تو جشنمون هستش.آخ جون  
28 شهريور 1390

بدون عنوان

سلام کوچولو موچولوی نازنازی.دوست دارمممممممممم.امروز با مامانی(مامان خودم)برای اولین بار بردیمت پیش خانم دکتر فتاحی که دوست مامانی هم هست.خیلی خوشحال شد و ازمایش و سونو برامون نوشت که شنبه صبح بریم انجام بدیم.من میدونم شما نی نی خیلی خوب و سالم وخوشگل و مهربون و باهوش ودوست داشتنی هستی فندقکم.مامان بابایی هم صبح تماس گرفتند و احوال پرسی کردند.مامان بابایی و عمه لاله جون تازه از مکه اومدند و کلی برامون دعا کردند.عزیزکم میدونی خیلی ها اینجا منتظر اومدن شما هستند و خیلی خیلی دوست دارند.من و بابا رضا .مامان و بابای خودم.مامان و بابای بابا رضا .عمه لاله جون عمه فروغ جون عمو علی گلی که براش خیلی دعا کن چون سال دیگه کنکور داره و ان شااله یک رشته خی...
23 شهريور 1390

نی نی شیطون

سلام قندکم.خوبی؟اون ورا چه خبرا؟الان حسابی داری برای خودت گوگولی میشی عزیزم.ببخشید که چند هفته برات چیزی ننوشتم اخه خانم دکتر بهم گفت 2 هفته باید استراحت مطلق باشم دیگه خاله ندا جون از صبح میومد پیشم تا عصر که بابا رضا گلی از سر کار میومد .مامانی هم بعد از کار با خاله ازیتا میومدند .عصرها هم مامانی با بابایی میومدند وخاله مهسا هم بهمون سر زد.مامان بابایی و عمه لاله وعمه فروغ هم تماس میگرفتند ومامان بزرگ خودم هم همین طور.خلاصه حسابی لوسمون کردند.بابا رضا هم خیلی تو زحمت افتاده.چند روز پیش هم تعطیل بود دیگه بابا رضا وبابایی و دایی سینا رفتند ابادان مسافرت .من و مامانی هم خونه مامانی بودیم .عرفان هم 2 روز پیشمون موند.خدا رو شکر بهشون خوش گذشته ...
21 شهريور 1390

تاپ توپ

سلام به حبه انگورکم.خوبی نازنازی؟امروز برای اولین بار صدای قلب ملوسکمو شنیدم.واقعا زیباترین موسیقی بود که تا به حال شنیده بودم عزیزکم.با مامانی رفتیم و همه چیز عالی بود.مامانی هم ازمون فیلم گرفت.منتظرم بابا رضا بیاد خونه تا نشونش بدم.مامانی و بابایی هفته پیش رفتند انتالیا و کلی بهشون خوش گذشته بود و برای فسقلکم یک چمدون لباس و پتو و ... از mothercare چیزهای خیلی خیلی خوشگل سوغاتی اوردند.دستشون درد نکنه و مبارکت باشه فندقکم.با بابا رضا چند بار نگاشون کردیم و کلی دلمون برات تنگ شد تا زودتر بیای و بپوشیشون و ما هم بوست و ذوقت کنیم عسلم.عمو تورج و زن عمو فریبا و روزبه هم اومدند و برات یک اسباب بازی خیلی بامزه اوردند 3تا جوجه اردک که از پله بالا ...
21 شهريور 1390

جوجو گلی

سلام به جوجوی نازنازی خودم.خوبی مادر؟این روزها کلی سرمون شلوغه .همش پیش عمو تورج اینا هستیم و با زن عمو فریبا بیرون میریم.اخر هفته هم باغ رفتیم و خیلی خوش گذشت.قرار بود پنجشنبه خاله لیلا و مامانش بیایند از رشت پیشمون که امروز خاله لیلا زنگ زد و گفت کاری پیش اومده و بلیطشون و کنسل کرده کلی هم دپرس شده بود ومنم حالم گرفته شد. دیشب با بابا رضا داشتیم برنامه ریزی میکردیم که کجا ببریمشون!ولی به جاش خاله سیمین و عمو محمد و سروش و سارا چهارشنبه از تهران میایند .     امروز مامان بزرگ خودم ومامانی و خاله آزیتا اومدند خونمون و یک کفش خیلی گوگولی برای شما ویک پیراهن و یک جعبه شیرینی هم برای من کادو آوردند.مامانی هم یک پلاک طلای خیلی قشنگ که...
21 شهريور 1390
1