شاهزاده ی من * نامی *

نامی جونم 19 ماهه میشود

1392/7/7 9:18
نویسنده : نهال
2,144 بازدید
اشتراک گذاری

سلام پسر بامزه من

این روزااااا حسابی شیرین زبونی میکنی و همه رو حسابی عاشق خودت کردی !!!! این مدت کلی بهمون خوش گذشت اون اینکه مامان بزرگ (مامان بابا رضا) چند روزی اومد خونه مون و نامی جونم کلی با مامان بزرگش بازی میکرد و میرفت تو بغلشون میخوابید و اسباب بازیهاشو میاورد و نشون میداد و خلاصه شبها به زوررررررر میخوابید و میخواست تا آخرین لحظه که انرژی داره بازی کنه. با مامان بزرگ و عمه همه و عمه فریده  یه روز رفتیم شاهچراغ. اقا نامی هم که دید همه خانم ها چادر پوشیدند و نماز میخونند به زور چادر از سرم در میاورد و سر خودش میکرد و شروع میکرد به نماز خوندن!!!  خلاصه دیگه تو خونه هم همین کارو میکنه و میگه ابباه!!! روز آخر هم با مامان بزرگ و عمه هما رفتیم  ترمینال کلی با مامان بزرگش اتوبوس نگاه کرد و سوار شد و بابای کرد و بوس فرستاد. حالا بهش میگیم نامی مامان بزرگ کو؟ میگه : مامان اتو بعدم بای بای میکنه و بوس میفرسته !!!!!!!

15 شهریور رفتیم تولد ارسام جون که کللللللللللللللللی نامی کیف کرد و بهمون خوش گذشت. لیلا جون هم خیلی زحمت کشیده بود ومثل همیشه با سلیقه و عالی همه کارا رو ترتیب داده بود. نامی کلی رقصید و کیک فوت کرد و هر کی هم که دست نمیزد  بهش میگفت دست دست و تا دست نمیزد دست از سرش بر نمیداشت . 

خلاصه عاااااشقتم پسررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر

یه شب هم با عمه موژگان و پردیس جون و پگاه جون و عمو فرید و عمع هما و خاله مهسا و مامانی رفتیم پارک بعثت. واااااااااای که چه قدر نامی بازی کرد . بعدم یه بلال خوشمزه خوردیم و دیگه همه چیز عالیه عالی شد. هفته بعدشم پردیس و پگاه از صبح اومدند خونه مون دیگه نامی نمیدونی چه قدر خوشحال بود و  دست دوتاییشونو گرفته بود و میبرد تو اتاقش تمام اسباب بازیها  کتابهاشو آورده بود وسط اتاق و خلاصه حسابی کیف میکرد و خیلی بهش خوش گذشت!!!

4

8

8

6

7

4

1

7

5

6

6

7

8 

پسندها (1)
نظرات (9) مشاهده جعبه ارسال نظر
آزاده و ساینا
7 مهر 92 9:42
w0o0o0w ماشالله چقدددددددر نازتر شده.....عکسها فوق العاده بودن....بخصوص آخریه با اون نگاهش
مامان ترانه و برنا
7 مهر 92 12:14
عاشقتم نامی شیرینم با کمال میل دوستم
pegah
12 مهر 92 10:42
وای چه قدرنازشدی...!!عروسکم...!؟
مامان ترانه و برنا
13 مهر 92 16:59
خوشحالم خوش گذشته خاله فدات شه با اون چادرت
مامان عرشیا
16 مهر 92 16:59
روزت مبارک نامی جون
لیلا
21 مهر 92 12:31
عزیزم....فدات بشم من با این عکسهای قشنگت.....چقدر شب تولد آرسام به شما ها خوش گذشت...مامان نهال هم که کلی زحمت کشیده بود....می بوسمت گلم.....
مامان طاها
26 مهر 92 14:50
سلام چقدر عکسای آخری نازن
pegah
1 آبان 92 18:37
واااااااااااااااااااااااااااای دلم پوسید پس کی عکس های جدید میزارید!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟ تورو خدا من دلم براشماونامی تنگ شده