شاهزاده ی من * نامی *

نامی جونم 17 ماهه میشود

سلام عزیزدلم پسر طلا 17 ماهگیت مبارک عشقکم این روزا من و پسر حسابی با هم سرگرمیم و از صبح بازی و نقاشی و آب بازی و عصر ها هم معمولا با بابا رضا میریم پارک . جمعه نامی رو گذاشتیم پیش مامان اینا و من و رضا رفتیم سینما فیلم گذشته اصغر فرهادی. من خوشم اومد. بعدشم رفتیم شام بیرون و یه شب دو نفره عالی بود هر چند همش یه فکر نامی بودیم و میگفتیم اگه پسرک بود حالا این جوری میکرد و خلاصه جاش کلی خالی بود هر چند به گل گلی هم بد نگذشته بود چون با مامان و بابا رفته بود پارک تا ساعت 11 شب هم مونده بودند .تو پارک جشن بوده و نامی جونم کلی با بچه ها بازی کرده  و رقصیده بود .  واااااااااااااای  مامانی نمیدونی چه قدر بامزه حرف میزنی &nbs...
24 تير 1392

نامی و اولین سفر شمال

سلام پسرکم هفته پیش در پی یه تصمیم ضربتی رفتیم شمال. از شیراز با پرواز رفتیم تهران . از اونجا که نامی از فضای بسته خوشش نمیاد اولش یه کم نااروم بود ولی بعدش با نینی که صندلی جلومون بود کلی بازی و دالی کردند تا رسیدیدم. از تهران هم با دوست رضا رفتیم شمال. نزدیکیای آمل بارون گرفت و هوا شد بهشت! نامی جونم هم همش میخواست سرشو از شیشه ببره بیرون و شیطونی کنه! تقریبا تمام مازندران رو گشتیم . نامی هم دیگه کیف کرد !همش دنبال جوجه و اردک و... بود. صبح که از خواب بیدار میشد اولین چیزی که میگفت جوجه بود!!!! 3 روز موندیم و بعدش پیش به سوی گیلان. رفتیم رشت خونه لیلا جونم. روز اول رفتیم بازار روز صومعه سرا که خیلی جالب بود .نامی سراغ همه میوه ها میرفت...
19 تير 1392
1