نامی نامی ، تا این لحظه 6 سال و 10 ماه و 6 روز سن دارد

شاهزاده ی من * نامی *

بدون عنوان

سلام عزیز دلم دیشب با بابا رضا رفتیم و سرویس خواب خوشگلکمو سفارش دادیم.البته بعد از کلی گشتن!!!!مبارکت باشه عسلم.دست مامانی و بابایی هم درد نکنه که این همه چیزهای خوشگل برای پسرکم خریدند.ان شااله خودت که اومدی جبران کنی براشون گلکم.یه کفش نازنازی هم بابا رضا برات خریدددددددددددددددددددد. عاشقتیمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم       سرویس خواب عسلکم     ...
3 آذر 1390

بدون عنوان

. سلام فندقکم.فردا تولد بابا رضا جونمونه!ولی امروز براش تولد گرفتیم.هدیه هم از طرف من و پسر گلی عطر ungaro برای رضا جون گرفتیمممممممممممم.امروز صبح هم رفتیم و کیک خریدیم که روش یه پسر کوچولوی ناز بود و یه کارت تبریک هم درست کردیم.وقتی بابا رضا از سر کار اومد همه اینارو که روی میز چیده بودیم دید .تازه اهنگ تولد مبارک هم گذاشته بودیم.کلییییییییییییییییییییییییییییییییی خوشحال شددددددددددددددددددددددددددددد ان شااله که همیشه سایه اش بالای سر من و گوگولکم باشه.  دوست داریم رضای مهربون و دوست داشتنییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی  تولدت مبارک عزیزمممممممممممممممممممممممممممم     ...
2 آذر 1390

بدون عنوان

سلام به جوجوی خودم.دیروز تولد عمه لاله جون بود.زنگ زدیم و تولدشو از طرف فندقکم هم به عمه جونش تبریک گفتیم.عصر هم با مامانی رفتیم پیش خانم دکتر فتاحی.دوباره صدای قلب ملوسکم و شنیدیم.قربونت برمممممممممممممممممممممم.انشااله همیشه قلبت با شادی بتپه عزیزکم.برگشتنم با مامانی رفتیم شیرینی خریدیم و چند تا چیزم برای پسر ناز خودم.مرسی مامانی جونم که این قدر برای ما انرژی میزاری و زحمت میکشی.دوست داریمممممممممممممممممممممممممممممممممممممم     ...
20 آبان 1390

بدون عنوان

سلام جیگر طلا.دیروز اولین بارون پاییزی بارید.خیلییییییییییییییی خوب بود.تازه هوا داره پاییزی میشه و حس و حالش میاد.من و بابا رضا هم ساعت 1 نیمه شب رفتیم بیرون.هوا خیلی باحال بوددددددددددددددددد.کلی تو خیابونا چرخیدیم.بعدم رفتیم آش و نون سنگگ خریدیم و رفتیم دروازه قرآن خوردیم.خیلی چسبید.تا برگشتیم خونه حدودای ساعت 3 بود.خلاصه حسابی داریم از ماههای آخر دو نفری بودن استفاده میکنیم.هر چند میدونم با بودن ملوسکم در کنارمون خیلی خیلی خیلی بیشتر بهمون خوش میگذره! دوست داریممممممممممممممممممممممممم خوشگلککککککککککککککککککککککککککککککککک.     
16 آبان 1390

من و پسرکم

سلام به جیگر طلای خودم.دیشب با پسرکم برای اولین بار رفتیم عروسی.عروسی مریم جون دوستم.همه دوستای دبیرستانم بودند و کلی ذوق عزیزکمو میکردند آخه من تو اکیپمون اولین نفری هستم که دارم مامان میشم و همش هوامونو داشتند.کلی هم رقصیدم.خیلی خوش گذشت.جمعه شب هم تولد عمه فرخنده و عمه فریده بود(عمه های من و بابا رضا)البته نمی دونستند و کلی سورپرایز شدند.همه بودند و اونجا هم کلی بزن و بکوب و منم که مثل همیشه برقص و بازم خیلی خوش گذشت البته چون فندقکم پیشمه خیلی بیشتر بهم خوش میگذره حالا فکر کن تو بغلم باشی چی میشه!عاشقتممممممممممممممممممممممممممممممممم. مرسی که پسرخیلی خوبی هستی و مامانو اذیت نمیکنی. بوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس...
15 آبان 1390

بدون عنوان

سلام عسلکم.دیروز تولد مامانی بود . من و بابا رضا و فندقکم یه سبد گل خوشگل برای مامانی هدیه گرفتیم .میدونی که مامانی عاشق گلههههههه. یه عالمه بوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس برای جیگر طلا پسر طلا   لباس هندونه ای پسرکممممممممممممممممممممممممم       قریونت برم مامان . فکر کنم درسته قورتت میدمممممممممممممممم  ...
11 آبان 1390

وسایل جدید پسرکم

سلام جیگر طلا.بوس بوسکم پنجشنبه عصر با مامانی رفتیم بیرون و برای فندقم کلی خرید کردیم(مرسی مامانی جون).دیگه تقریبا همه چیز برات خریدیم .سرویس خواب هم همه جا رو رفتیم گشتیم و احتمالا مدل safari مارک چیلک که ترکیه ای هست و بگیریم برات چون هم مدلش خیلی خوشگل و شاد و هم از نظر کیفیت و ظریف کاری خوبه . دیروز عصر هم با بابا رضا تو سایت های اسباب بازی سرچ کردیم بابا رضا میگفت هر چی پسرکم خواست براش میخرممممممممممممممم!!!!!!امروز صبح هم میخوام برم استیکر برای دیوار اتاق گلکم بگیرم به مامانی و بابایی هم مدلشو نشون دادم گفتن خیلی خوشگله!   من و بابا رضا همش منتظر اومدنتیم و همه حرفامون در مورد عزیزکمون عکسها رو در ادامه مطلب گذاشتم  ...
7 آبان 1390

نباتکم

سلام قند و نباتم.پسر ملوس و شیطونم امروز صبح زود  با مامانی رفتیم بهداری ارم تا آزمایشهایی رو که خانم دکتر فتاحی گفته بود و انجام بدم.ازمایش gtt که اول از من خون گرفتند بعدشم دو تا لیوان شربت خیلی شیرین خوردم.منم که چیزای شیرین دوست ندارم دوباره 1 ساعت بعد آزمایش خون دادم و دوباره 1 ساعت بعدش یه آزمایش خون دیگه .خلاصه حسابی سوراخ سوراخ شدم!همه دوستای مامانی رو هم دیدیم و احوال گل پسرکمو میپرسیدند . خیلی طرفدار داری عزیزم.آخه میدونی خیلی مامانی مهربون و باحالی داری .ماشااله مامانی از منم پرجنب و جوشتر و فعال تره و همه خیلی دوستش دارن پس معلومه که دیگه نوه شونو چه قدر دوست دارن.بعدم اومدم خونه و ناهار خوردم و خوابیدم تا بابارضا گلی اومد و...
3 آبان 1390

جیگر طلا

سلام پسر نازم.چند روز خیلی بلا شدی و تکونهات بیشتر شده و من و بابا رضا هم کلی کیف میکنیم که پسرکمون داره بزرگ میشه تا زود بیاد تو بغلمون! میدونی مامان دغدغه این روزهام انتخاب اسم برای جیگرطلاست.خیلی کار سختیه!یه لیست نوشتم و هرروز تو نت هم سرچ میکنم ولی به نتیجه نرسیدم وبابا رضا هم همین جور .مامانی هم اگه اسم قشنگ پیدا کنه زنگ میزنه و بهم میگه.خلاصه حسابی گیج شدم!وقتی با پسر گلکم حرف میزنم بیشتر تکون میخوره.قربونت برم مامان   لباس و کفش جدید ملوسکم     ...
1 آبان 1390

پسر پسر قند عسل

سلام  پسر گلم     عزیزکم چهارشنبه شب با مامانی و بابا رضا رفتیم سونویntو خانم دکتر ادیب گفت بلهههههههه تاج سر گل پسرررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر.الهی فدات بشم پسرکم.بعدم قلب و کلیه و کبد و ... چک کردند و همه عالی بود و رشد ملوسکم هم با توجه به سنش بازم عالی بود.cd سونو رو هم گرفتیم.بعدشم وقتی اومدیم بیرون بابا رضا جون گفت چی شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟گفتیم یه پسررررررررررررررررررررررررر ناز و مامانیییییییییییییییییییییییییییییییییییی.خوش به حال من و بابا رضا!شام رفتیم بیرون و تا رسیدیم خونه cdکوچولوی نازمو دیدیم و با بابا رضا کلی قربون صدقش رفتیم.بعدم زنگ زدم خونه مامان جون(مامان بابا رضا)و...
28 مهر 1390